بازي درماني
روشهای بازیدرمانی
مشاور در بازیدرمانی، از یکی از سه روش زیر استفاده میکند:
روش غیرمستقیم: مسئولیت اداره جلسه تا حد زیادی به خود کودک محول میشود. مشاور، کودک را تشویق به بازی میکند و با تفسیر بهموقع اعمال و حرکات کودک، درصدد کمک به او در جهت تغییر رفتار برمیآید.
روش مستقیم: مشاور، تا حد زیادی مسئولیت اداره جلسه و هدایت فعالیتها را به عهده میگیرد و از کودک میخواهد تا مشکلاتش را از طریق بازی با وسایل بیان کند و پس از شناخت مشکل، راهحلهایی مناسب ارائه میدهد.
روش انتخابی: پس از آنکه کودک بازی با وسایل را شروع کرد، مشاور به دقت اعمال و گفتار کودک را تحت نظر میگیرد و در برخی موارد به بازی کودک جهت میدهد. مشاور پس از تفسیر و نتیجهگیری از عملکردهای کودک، راهحلهایی مناسب برای مشکلات او ارائه میدهد. اگر کودک تمایل به بازی نداشته باشد، مشاور باید او را تشویق کند. اگر کودک ساکت بماند و بازی نکند، مشاور بازی با اسباببازیها را شروع میکند و بهتدریج از کودک دعوت میکند که در بازی شرکت کند.
ویژگیهای بازیدرمانگران
برای اینکه درمانگر در بازیدرمانی موفق باشد، باید از سه ویژگی زیر که لازمه شخصیت هر درمانگر در بازیدرمانی است، برخوردار باشد:
· قابل اعتماد بودن
· پذیرش(پذیرا بودن)
· احترام به کودک.[5]
کاربردهای آموزشی بازیدرمانی
برخی از تکنیکهای بازیدرمانی را میتوان در موقعیتها و زمینههای آموزش بهکار برد. معلمان کلاس برای تفسیر بالینی بازی، تعلیم ندیدهاند با این وجود، میتوانند با استفاده از فعالیتهای بازی به کودکان برای یادگیری رفتارهای سازگارانهی بیشتر، مانند مهارتهای ارتباطی، توانایی حل مسئله، رفتارهای اجتماعی متناسب(مانند شیوههای پرخاشگرانهی حل تعارضات) و عرف یا آداب و رسوم اجتماعی کمک نمایند، ضمنا میتوانند کودکان مسئلهساز را در موقعیتی که اساسا با کلاس معمولی تفاوت دارد، تشخیص دهند.
بازی، وسیلهای طبیعی برای رشد و گسترش مهارتهای ارتباطی کودکان است. کودکانی را که به خاطر عدم توانایی در برقراری ارتباط کلامی دچار محدودیتهای زبانی هستند، میتوان با بازیها و فعالیتهایی مواجه ساخت که آنها لزوم فهم و استفاده از زبان را درک میکنند. مانند بازیای که در آن سیمون میگوید، لازم است آنها به دستورات گوش داده و مطابق با آن عمل کنند و بازی عروسکی که نیازمند صحبت کردن برای عروسکهاست.[6]
کودکانی را که مهارتهای ارتباط کلامی ضعیف آنها، ناشی از اختلالات عاطفی است و ویژگیهایی مانند کمرویی یا رفتارهای دوریگزینی دارند، میتوان در گروههای کوچک و در جلساتی شرکت داد که در آن، کودکان دارای اعتماد به نفس و معاشرتی حضور دارند. کودک دارای اعتماد به نفس همانند یک مدل یا الگو برای کودکان ترسو است و از آنجا که در گروه کوچکتر از کودکان قرار میگیرند، میتوانند به همان سادگی به صمیمیت دست یابند که ممکن است در گروههای بزرگ معمولی و در موقعیت کلاسهای عادی به وجود نیاید.
رفتار حل مسئله، یکی از عناصر مهم در بازیهای مختلف است، بازیهایی مانند منوپولی)روپولی قدیم) موقعیتهایی را برای تصمیمگیری فراهم میکند. آنها کودکان را وادار میکنند تا پیش از برگزیدن یک راهبرد، رفتارهای انتخابی متعدد را مورد توجه قرار دهند، همانند خرید کردن یا خانه ساختن.
همچنین، معلمان میتوانند بازیها یا فعالیتهایی را ابداع کنند که با ارائه آنها به کودکان مشکلدار، بتوانند به حل مسئله بپردازند. برای مثال اگر یک فعالیت اجتماعی در قالب شرایط مشکلآفرین تعریف شود، کودکان میتوانند در طی بازی به کشف و جستجو در رفتارهای اجتماعی بپردازند(مانند اینکه یک فرد فقیر که نمیتواند شغلی پیدا کند، چگونه میتواند برای غذا پول به دست آورد) و برای ارائه راهحلهایی که از لحاظ اجتماعی قابل قبولاند، پاداشهای متنوعی داده شود. همچنین درباره مشکلات اجتماعی و با توجه به موضوعهای مربوطه، کودکان میتوانند به ایفای نقش پرداخته و راهحلهایشان را بهطور تجسمی به تصویر بکشند.[7]
[1] . لندرث، گری.ل؛ بازیدرمانی، ترجمه خدیجه آرین، تهران، اطلاعات، 1369، ص 7.
[2] . اکسلین، ویرجینا؛ بازیدرمانی، ترجمه احمد حجاران، تهران، کیهان، 1365، ص 20.
[3] . aftab.ir ترجمه شده ازBehavior advisor.com
[4] . قزوینینژاد، حمیرا؛ کلیات بازیدرمانی، تهران، آییژ، 1387، چاپ دوم، ص 14 و 15.
[5] . همان.
[7] . همان، ص 40.
منبع:http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=39125
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۰ ساعت 17:29 توسط محسن سیدی
|
با سلام