كودك استثنايي :از انكار تا همدلي
كودك استثنايي كودكي است كه در بعضي موارد از كودك طبيعي يا متوسط متفاوت است. اصطلاح كودك استثنايي شامل تمامي كودكان با مشكلات خاص در ارتباط با ناتواني هاي جسمي، نارســايي حسي، آشفتگي هيجاني، نقص هاي يادگيري و عقب ماندگي
ذهني مي شود. بسياري از كودكان استثنايي نياز به درك و تحمل به علاوه آموزش خاص و خدمات مرتبط با آن دارند تا از اين طريق بتوان آنها را به توانايي رشدي خودشان رساند.
طبق برآورد صورت گرفته در آمريكا از هر ۱۰ كودك، يك كودك استثنايي است. آمار كلي ارائه شده نزديك به ۸ ميليون كودك استثنايي است. البته تعيين دقيق تعداد كودكان استثنايي در يك طبقه بندي مشخص به دلايل مختلف دشوار است. در بيان دلايل تعريف ها از معلوليت اغلب مبهم است، تشخيص يك موقعيت ممكن است با موقعيت ديگر همپوشي داشته و يا تشخيص در هر زمان تغيير كند. همچنين بسياري از كودكان استثنايي ناشناخته باقي مي مانند و اغلب خانواده ها از داشتن كودكي به عنوان استثنايي امتناع مي كنند چرا كه از نظر آنها عنوان كودك استثنايي براي كودكانشان يك عيب است.
خانواده هايي كه داراي كودكاني با نيازهاي خاص مي باشند تنها در بعضي موارد با خانواده هاي ديگر شباهت دارند. آنها معمولاً خانواده هايي هستند كه مشكل هاي بسياري دارند مثل سنتي، تك فرزندي، چند فرهنگي و آشفته.
آنها همچنين از زمينه هاي قومي و اقتصادي- اجتماعي گوناگوني هستند.
●تأثير بر خانواده: داشتن كودكي با نيازهاي خاص مي تواند اعضاي خانواده را در موقعيتي قرار دهد كه به لحاظ زندگي كاملاً با خانواده هاي ديگر متفاوت مي باشند. متولد شدن يك كودك استثنايي در يك خانواده نياز به سازگاري قابل ملاحظه اي بين اعضاي خانواده دارد. بسياري از والدين برنامه اي را براي كودك استثنايي دارند از جمله بچه هاي شاد، سلامتي مورد انتظار. هنگامي كه يك نقص يا ضايعه مستقيماً قابل مشاهده است واكنش در برابر آن اغلب آسيب زا است و خانواده ها ممكن است به همين خاطر دچار فرآيند غم شوند، شبيه به همان غمي كه به دنبال مرگ يا مردن ايجاد مي شود.
●انكار: والدين و اعضاي خانواده ممكن است يك دوره انكار را هنگامي كه با اين درد روبه رو مي شوند نشان دهند و نااميد شوند چرا كه تغييراتي دور از انتظارات خانواده ايجاد شده است.
تداوم فرآيند مذكور ممكن است باعث ايجاد دوره اي از غمگيني، اضطراب شديد، خشم و احساس گناه شود.