سلام بر محرم

 

هَل مِن ناصِرٍ یَنصُرُنی

یا حسین(ع)

به مناسبت آغاز ماه شعبان

ماه تقسیم روزی مؤمنان/ماه پیامبر اعظم(ص)
ماه شعبان، ماهی است منسوب به پیامبر اعظم(ص) که خود می‌فرمودند: "شعبان ماه من است و رمضان ماه امت من‎‎ و می‌فرمودند خدای ببخشاید و بیامرزد او را که با پاس داشتن حق ماه من، مرا یاری کند."
ماه شعبان یکی از سه ماه پر فضیلتی است که هر انسان مؤمنی می‌تواند از آن برای نزدیک شدن به خداوند و پیامبر او یاری جوید و خود را در چشمه سار این ماه پاک نماید و به سوی کمال رود و این سخن مولای متقیان امام علی(ع) را درباره این ماه پر فضیلت به کار بندد که فرمودند: «از آن روز که پیام پیامبر(ص) را درباره شعبان شنیده‌ام هرگز روزه آن ماه را از دست نداده‌ام و اگر خدا بخواهد هرگز نیز آنرا از دست نخواهم داد.»

از پیامبر گرامی اسلام(ص) نیز نقل است که آن حضرت این ماه را روزه می‌داشت و به ماه رمضان وصل می‌کرد و می‌فرمود: «شعبان ماه من است هر که یک روز از این ماه را روزه بدارد بهشت بر او واجب می‌شود.»

از حضرت امام صادق (ع) نیز نقل است که چون ماه شعبان فرا می‌رسید حضرت امام سجاد(ع) اصحاب خود را جمع می‌کرد و می‌فرمود: «ای گروه اصحاب من می‌دانید این چه ماهی است، این ماه شعبان است و حضرت رسول (ص) می‌فرمود: شعبان ماه من است پس روزه بدارید این ماه را برای محبت پیغمبر خود و تقرب به سوی پروردگار خود که از پدرم حسین (ع) شنیدم که فرمود: از پدرم امیرالمؤمنین(ع) شنیدم که هر که ماه شعبان را برای محبت پیغمبر خود تقرب به سوی خدا دوست بدارد خدا او را نزدیک گرداند به کرامت خود در روز قیامت و بهشت را بر او واجب نماید.»

در قسمتی از خطبه مشهور پیامبر(ص) به مناسبت ماه شعبان آمده است: ... شعبان ماه شریفی است و آن ماه من است. حاملان عرش آن را بزرگ می‌شمارند و حق آنرا می‌شناسند. آن ماهی است که در آن همچون ماه رمضان، روزی بندگان زیاد می‌گردد و در آن بهشت آذین بسته می‌شود و این ماه را شعبان نامیده‌اند زیرا در آن ارزاق مؤمنان تقسیم می‌شود و آن ماهی است که عمل در آن چند برابر می‌شود و کار نیکو هفتاد برابر ثمره می‌دهد.

بنابر آنچه در این خطبه وارد شده است: شعبان ماه پیامبر اکرم(ص) است. فرشتگان احترام این ماه را کاملاٌ رعایت می‌کنند. ارزاق مردمان، به ویژه روزیِ معنویِ آنان در این ماه تقسیم می‌شود. در این ماه، فرشتگان بهشت را زینت می‌دهند، تا مؤمنان به آن وارد شوند. خداوند به فضل خود، حسنات مردم را در این ماه هفتاد برابر پاداش می‌دهد و از گناهان آنان درمی‌گذرد.

بنابر آنچه در حدیثی دیگر آمده، این ماه ماهی است که: در هر پنجشنبه ماه شعبان، آسمان‌ها زینت بسته می‌شود، پس فرشتگان به دعا می‌پردازند که پروردگارا! آن‌کس را که در این روز روزه بدارد، ببخشای و دعایش را اجابت فرمای. پس هر کس که در این روز دو رکعت نماز گذارد و در هر رکعت آن یک ‌مرتبه سوره حمد و یکصد مرتبه سوره توحید را بخواند و بعد از نماز نیز یکصد مرتبه صلوات بفرستد، خداوند تمامی حاجت‌های دینی و دنیایی او را اجابت می‌فرماید.

منبع :http://www.cfi.ir/d.asp?id=28756

حلول ماه شعبان بر همگان مبارک

التماس دعا

آرم مرکز

سلام بچه ها،خسته نباشین ؛

با خودم گفتم حالا که داریم کم کم به آخر ترم نزدیک میشیم شاید آرم مرکز را برای روی جلد کارهاتون لازم داشته باشید، برای همین در این پست آرم مرکز تربیت معلم شهید بهشتی مشهد را که تازه اسمش هم عوض شده جهت استفاده قرار می دهم .

خوش به حال کسانی که کارهاشون به مرحله آرم رسیده ما که هنوز

آرم مرکز

ADHD

دوستان سلام

با ارزوی موفقیت برای شما عزیزان در امتحانات پایان ترم در این پست اسلایدهای مربوط به ADHD که توسط استاد عزیزمان جناب آقای برید لطیف تهیه شده را قرار می دهم  .

امیدوارم که مورد استفاده قرار گیرد .

مجددا لازم می دانم از زحمات کلیه اساتید محترم مرکز تربیت معلم شهید بهشتی مشهد که به حق زحمات زیادی را  در طی این دوسال متحمل شدند ، سپاسگزاری و قدر دانی نمایم .

ADHD

 این الرجبیون

فاطمه(س) بهشت پیامبر(ص)

  آن روزها كه مرا در حرا با خدا خلوتی دوست داشتنی بود، جبرئیل؛ این قاصد میان عاشق و معشوق، این رابط میان عابد و معبـود،این ملك خوب و پاك و صمیمی، این امین رازهای من و پیام‌های خداوند، پیام آورد كه معبود، چهل شبانه روز تـو را می‌خوانــد،

یك خلوت مدام چهل روزه از تو می‌طلبد... و من كه جان می‌سپردم به پیام‌های الهی و آتش اشتیاقم زبانه می‌كشید بادم خداوندی،  انگار خدا با همه بزرگی‌اش از آن من شده باشد، بال درآوردم و جانم را در التهاب آن پیام عاشقانه گداختم.

كسی چه می‌داند خلوت با خدا یعنی چه؟

افطار شب چهلم از بهشت برایم به ارمغان آمده بود، طرف‌های غروب جبرئیل، آن ملك نازنین خداوند، با طبقی در دسـت، آمد و كنار نشست. سلام حیات آفرین خدا را به من رساند و گفت كه افطار این آخرین روز دیدار را، محبوب جل و علا- از بهشت برایت هدیه كرده است.

در پی او میكائیل و اسرافیل هم آمدند- خدا ارج و قربشان را افزون كند- جبرئیل با ظرفــی كه از بهشــت آورده بود، آب بـر دست هایم می‌ریخت، میكائیل شستشویشان می‌داد و اسرافیل با حوله لطیفی كه از بهشت همراهش كرده بودند، اب از دستهایم می‌سترد.

ببین دخترم! جان پدرت به فدایت كه همه ی مقدمات ولادت تو قدم به قدم از بهشت تكوین می‌یافت.

این را هم بازبگویم كه تو اولین كسی هستی كه به بهشت وارد می‌شوی. تویی كه بهشت را برای بهشتیان افتتاح می‌كنی...

یك بار عایشه گفت: چرا اینقدر فاطمه را می‌بویی؟ چرا اینقدر فاطمه را می‌بوسی؟ چرا به هر دیدار فاطمه، تو جان دوباره می‌گیری؟

گفتم: » خموش! عایشه! فاطمه بهشت من است، فاطمه كوثر من است، من از فاطمه بوی بهشت می‌شنوم، فاطمه عین بهشت است،

فاطمه جواز بهشت است، رضای من در گروی رضای فاطمه است، رضای خدا در گروی رضــای فاطمه است، خشم فاطمه جهنم خداست و رضای فاطمه بهشت خدا.

« فاطمه جان! خاطر تو را نه فقط بدین خاطر می‌خواهم كه تو دختر منی، تو سیده ی زنان عالمیانــی، تو برترین زن عالمـی، خـدا تو را چنین برگزیده است و خدا به تو چنین عشق می‌ورزد.

آن شب كه به معراج رفته بودم، دیدم كه بر در بهشت به زیباترین خط نوشته است:

خدایی جز خدای بی همتا نیست، محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) پیامبر خداست. علی معشوق خداست، فاطمــه، حســن و حسیــن برگزیدگان خدا هستند و لعنت خدا بر آنان كه كینه ورز این عزیزان خدا باشند. ..

يا زهرا

تسبیحات حضرت زهرا(س)

بهترین تعقیبات نماز،‌ تسبیحات حضرت زهرا(س) است و شایسته است که بعد از نمازهای واجب و زمان‌های دیگری چون وقت خواب و ابتدای زیارت بزرگان و پیشوایان دین بر آن مداومت شود.


تسبیحات حضرت زهرا(علیهاالسلام)

مداومت بر تسبیح فاطمه زهرا(س)، موجب محفوظ ماندن از شقاوت و بدبختى است. از این رو شایسته نیست كه از بركات و ثار ن غفلت نموده و در انجام ن كوتاهى و سستى نمائیم. تسبیح، عبادتی برگزیده است که هرکس در سیر معنوی خویش، به قدر طاقت و معرفتش از آن بهره می‌گیرد. شیخ بهایی درمفتاح الفلاح می‌نویسد:

باید نشستن برای تعقیب به نشستن تشهد متصل باشد و بر همان شکل که برای تشهد رو به قبله نشسته‌ای، باقی بمانی و در بین تعقیب سخنی نگویی و به هیچ طرف نگاه نکنی.

معنای تسبیح حضرت زهرا(س)

الله اکبر

انسان با گفتن «الله اکبر» به نهایت عجز خود اعتراف و به ناتوانی‌اش به درگاه الهی بارها اقرار می‌کند. ‌معنای این ذكر این است كه «الله اکبر من ان یوصف؛ خداوند بزرگ‌تر از آن است که توصیف گردد.»

الحمدلله

حضرت امام‌خمینی(ره) در باب حمد می‌فرماید: «حمد خدا مساوی شکر است؛ چنانچه در روایات کثیره وارد است، کسی که «الحمد لله» بگوید شکر خدا را ادا کرده است، چنانچه امام‌صادق(ع) فرموند:‌ شکر هر نعمتی اگرچه بزرگ باشد، ‌این است که حمد خدای عزوجل کنی».

سبحان الله

شخصی از حضرت علی(ع) پرسید:‌ »معنی «سبحان الله» چیست؟ حضرت فرمود: «سبحان الله» تعظیم مقام بلند و با عظمت خدا و منزه دانستن او از آنچه مشرکان می‌پندارند است و زمانی‌که بنده این کلمه را می‌گوید، همه فرشتگان بر او درود می‌فرستند».

ثواب تسبیح حضرت زهرا با تربت امام‌حسین(ع)

درباره ثواب تسبیح حضرت زهرا(س) با تربت امام حسین(ع)، از حضرت صاحب الامر(عج) روایت شده است: «هرکه تسبیح تربت امام‌حسین(ع) را در دست داشته باشد و ذکر را فراموش کند، ثواب ذکر برای او نوشته می‌شود».

امام صادق(ع) می‌فرمایند: من سبح تسبیح فاطمه الزهرا قبل ان یثنی رجلیه من صلاه الفریضه غفرالله و لیبدأ بالتکبر «تهذیب الاحکام, ج2 ص1059» کسی که در نمازهای فریضه پس از سلام و قبل از حرکت از تسبیح حضرت زهرا(س) را بگوید، خداوند او را می آمرزد و باید تسبیح را با تکبیر آغاز کند.

بعداز آن که رسول اکرم(ص) تسبیحات را به کوثرش عطا کرد، حضرت فاطمه(س) ابتدا رشته‌ای تابید و با آن به تسبیح پرداخت. تسبیح حضرت فاطمه(س) نخى بود كه بر آن به تعداد تكبیرات(34 عدد) گره زده بود. هنگامی كه حضرت حمزة بن عبدالمطلب شهید شد، حضرت فاطمه(س) از تربت قبر آن بزرگوار، خاک برداشت و تسبیح ساخت و با آن تسبیح می‌کرد. و پس از اینكه سید‌الشهدا(ع) شهید شد، سنت شد که از تربت آن امام مظلوم، ‌تسبیح ساخته شود و با آن ذکر گویند.

تسبیح حضرت زهرا(س) بعد از نماز نشانه ای از نشاط در عبادت است،اما متأسفانه دیده می‌شود که به هنگام تسبیح، اذکار را چنان سریع و بی‌توجه می‌گویند که شاید بیان‌گر این واقعیت باشد که تسبیح را بر اثر عادت یا تأثیر محیط می‌گویند، نه از روی نشاط.
تسبيح

این تسبیح به زبان، یک‌صد مرتبه است، ولی در میزان عمل هزار تسبیح به حساب می‌آید و شیطان را دور و خداوند رحمان را خوشنود می‌سازد.» امام باقر(ع) فرمودند:‌ هرکس تسبیح حضرت زهرا(س) را بگوید، ‌سپس طلب آمرزش کند، آمرزیده خواهد شد.

یکی از شرایطی که در این تسبیح باید رعایت شود، این است که بعداز نماز بلافاصله خوانده شود؛‌ یعنی وقتی نماز به پایان رسید، نمازگزار قبل از این که تغییر وضع دهد و به عبارتی از حالت تشهد و سلام در نماز خارج شود، تسبیح را شروع کند و از آنچه در راز عدد مستور است، می‌توان فهمید که بلافاصله بودن تسبیح بعداز نماز، دارای حسابی است.

با فضایلی که برای تسبیح حضرت زهرا(س) نقل شده است و نیز تأکیدات بسیاری که در مداومت بر آن از ناحیه ائمه معصومین(ع) آمده است، شایسته است که این عمل، عاشقانه و با نشاط به‌جا آورده شود.


باشگاه كاربران تبیان - ارسالی از: lsadeghi

منبع: http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=208425

يا زهرا(س)

نگاهی گذرا به چند شعر بهارانه

 


-- بهار زداینده رخوت از احساس و اندیشه

بهار که فرا می رسد، شادابی و سرزندگی را تنها به درخت و سبزه و گل ارمغان نمی کند دل و جان انسان را نیزمی شکوفاند. اگر همه غم های عالم بر دل آدمی نشسته باشد، به رنگ و بوی بهار پالوده می شود و نیروی تازه ای می گیرد که از نو برخیزد و "شیشه غم" را به سنگ بکوبد.

بی جهت نیست که شاعران، نقاشان و نغمه سازان دلبسته بهار می شوند. تاریخ هنر جهان آئینه تمام نمای پیوند جان آفرینندگان و رستاخیز بهاری است.

فرهنگ ایران نیز چنین است. به ویژه ادبیات، و در آن میان شعر فاخر بالنده ایران سرشار از جلوه های دل انگیز بهاری است. در درازای هزار و صد سال زندگی شعر تکوینی یافته ایران، شاعری را نمی توان یافت که آرزوی بهار را در دل نپرورده باشد. به پیشبازش نرفته و نفس در نفسش باشد. دستاورد های بهاری از درخت و سبزه و گل و ابر و باران و نسیم، ادبیات شاعرانه ما را رنگین و عطر آگین ساخته است.

بهار اگر در شعر کهن ایران بیشتر به خاطر طراوت و خرمی ستوده می شود، در شعر نو علاوه بر آن، بار نمادین معنایی پیدا می کند. بهار رستاخیز طبیعت است و می تواند نهاد دگرگونی های اجتماعی نیز باشد. بهار زندگی ساز است، دشمن مرگ و تباهی است پس می تواند نماد برجسته ای برای مبارزات آزادیخواهانه باشد.

درخت نشاط ، بالندگی است و باران ، نشانه بارآوری . این "معنا"های نمادین اگرچه قطعی نیستند و ممکن است از شعری به شعر دیگر جا عوض کنند ، ولی مجموعه آنها و پیوندهای متنوعی که میانشان بر قرار می شود، بر غنای محتوای شعر می افزاید. این نمادها، علاوه بر آن که چشم انداز معنایی - و از این راه - زیبا شناختی شعر را می گستراند، در برابر "سانسور" نیز به یاری شاعران می آیند. همین نمادها و نشانه ها، در برداشت و تفسیر تازه از شعر کهن ایران به کار گرفته می شود و محتوای آن ها را "روزآمد" می کند.


-- بهار در اندیشه شاعران ایرانی

اگرچه سر آغاز شعر نو در ایران به نام "نیما" ثبت شده است. ولی دفینه های نو اندیشی در شکل و نیز در محتوای شعر را باید در سالهای پس از مشروطیت جستجو کرد. در "بهاریه" های پس از مشروطه اگرچه تصویرپردازی های سنتی حفظ می شود ولی "گوشه و کنایه" های سیاسی و اجتماعی نیز برای خود جای چشمگیری پیدا می کنند.

این کنایه ها البته گاه چنان عریان می آیند و می روند که چیزی را برای تبدیل شدن به نماد باقی نمی گذارند. با این همه نشان می دهند که توانایی تبدیل شدن به نماد را دارند. چیزی که به درد آینده نه چندان دور می خورد!

در بهاریه ای از بهاریه های پر شمار "محمد تقی بهار" (ملک الشعرا)، بهار آئینه پریشان حالی های وطن می شود:

لاله خونین کفن از خاک سرآورده برون

خاک، مستوره قلب بشر آورده برون

نیست این لاله نوخیز که از سینه خاک

پنجه جنگ جهانی، جگر آورده برون!

یا که بر لوح وطن خامه خونبار بهار

نقش از خون دل رنجبر آورده برون!

در استبداد سیاسی دوران پهلوی ها و پس از آن، بازار نمادهای شاعرانه رواج و رونق پیدا می کند. شمار روز افزون نمادهای - غالبا - خودجوش ، اگرچه بر ارزش های زیبایی شناسانه شعر می افزاید، ولی سبب پیچیدگی فهم محتوای آن ها می شود.

با این همه، شعر نوی ایران شکوه و غنای خود را به ویژه در دو دهه سی و چهل قرن خورشیدی، از همین تنوع و پیچیدگی نمادها به دست می آورد. البته این حرف بدان معنا نیست که شعر نو یکسره از بهاریه های "خالص" خالی است. از این دست نیز نمونه ها بسیار است. در این گونه بهاریه ها نیز تاثیر فضای تنفسی شاعر را می توان در برخورد او با "بهار" دریافت.

فریدون توللی صبح درخشان بهاری را "غمناک" می نامد، هر چند که آن را کار سازترین سرچشمه الهام خود به شمار می آورد:

زنبق آسا، برد و عطر افشان و مست

شعر شادابم دمید از باغ راز

بر نوک انگشتان گرم

نغمه از دل پای کوبان تا به ساز

شعر "نادر نادرپور" نیز به افسون بهار آغشته است. در "خطبه بهاری" خود آن را "مسیح تازه نفس" می نامد که"مردگان نباتی" را "به یمن معجره ای" رشک زندگانی می سازد. پیامبری است که "آتش نارنچ راز شاخه سبز" به یک نسیم بر می افزود و برای آن که "قبیله خورشید را بکوچاند"، "شکاف در رل امواج نیل شب" می افکند.

نادرپور در میان غزلهای اندک خود، بهاریه تلخ دلگرفته ای به نام "مرثیه بهاری" دارد که سرشار از لحظه های ناب شعری است. شاعر گویی در کویری افتاده، درسکوت شب ایستاده و در حسرت جرعه بارانی است که بوی نوبهاران را داشته باشد.

تصویرهای درخشان شعر، گویی روزگار همه مارا بازمی تاباند:

شب چنان سنگین فرود آمد که یک تن جان نبرد

تاخبر از کشتگان، زی سوگواران آورد

چشمه پنهان گشت و ما در تیرگی پنهان شدیم

خضر باید تا نشان از رستگاران آورد

"کاش" ها یکی پس از دیگری در دل شاعر می رویند: کاش خورشید بیداری بر آید و سلام "هوشیاران" را به "شب مستان" برماند. کاش حتی "برقی از" نعل اسبی به سواره بر جهد و جای "بانگ سواران" را بگیرد. شاعر ولی می داند که که تحقق این "کاش" ها زمینه های دیگری می خواهد. برای آن که "شمع سرخ لاله ها روشن شود" باید"مشعل از برق کوهستان" فراهم آورد:

گرنه توفان بلا بر خیزد از آفاق روز

ابر بر حمت که گذر بر کشتزاران آورد؟


--هوشنگ ابتهاج ، آرمانگرای نمادپرداز

نمادهای بهاری شاید بیش از همه به شاعران "آرمانگرا" یاری رسانده اند. برخی از این آرمانگرایان که بیشتر به گروه های چپ وابسته اند، در جنگ و گریز با سانسور، این توانایی را یافته اند که "ممنوعه" ها را در لابلای نمادهای بهاری پنهان کنند. بی آنکه پایشان در ورطه "شعار" بلغزد. و آنها که این توانایی را نداشته اند - که آسان هم به دست نمی آید - شعر شان در زیر چکمه شعار له و لورده شده است.

هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه) از تواناترین شاعران آرمانگرای نماد پرداز است. او چه در غزل و چه در کارهای نو لحظه ای از اندیشه به " هدف " غافل نمی ماند و در عین حال "جوهر شعری" را با ظرافت تمام چون شیشه ای در بغل سنگ نگاه می دارد.

"بهارغم انگیز" او یکسره به یاری نمادهای بهاری آفریده شده است. شعر اگر چه در نخستین سال های سی سروده شده ولی حرف ها و نمادها آن چنان شمولی دارند که تا امروز ما را - و چه بسا بهارهای آینده را- در خود می پوشانند .

بهار می آید ولی نه گل و نسرین می آورد و نه بوی فروردین. پرسش اصلی شاعر این است:

"چه افتاد این گلستان را، چه افتاد

که آئین بهاران رفتنش از یاد؟"

و چراهای بسیار دیگر : "چرا خون می چکد از شاخه گل"، " چرا سر برده نرگس در گریبان" و یا "چرا مطرب نمی خواند سرودی؟"

شاید "بهار غم انگیز" را وصف می کند ولی مغلوب آن نمی شود. "آرمان" با "امید" زنده می ماند:

بهارا زنده مانی زندگی بخش

به فروردین ما فرخندگی بخش

مگو کاین سرزمین شوره زار است

چو فردا در رسد رشگ بهار است

بهارا باش کاین خون گل آلود

برآرد سرخ گل چون آتش از دود

میان خون و آبش ره گشائیم

از این موج و از این توفان برآئیم

به نوروز دگر هنگام دیدار

به آئین دگر آیی پدیدار

ادامه نوشته

بهار آمد         بهار آمد          بهار آمد   . . . .

عيدتون مبارك

بازي درماني

 بازی، وسیله طبیعی کودک برای بیان و اظهار "خود" است. آلفرد آدلر(Alfred Adler)، روان‌شناس معروف می‌گوید: "هرگز نباید به بازی‌ها به عنوان روشی برای وقت‌کشی نگاه کرد." و یا گاری لندرث(Gary Landers)، اظهار می‌دارد که "بازی کردن برای کودک، مساوی است با صحبت کردن برای یک بزرگسال. بازی و اسباب‌بازی، کلمات کودکان هستند." متاسفانه هیچ تعریف واحد و جامعی در مورد بازی وجود ندارد. تنها تعریفی که اغلب بدان استناد می‌شود از اریکسون(Erik Erikson) است که می‌گوید: "بازی عملکرد خود است، کوششی جهت هماهنگ کردن فرایندهای جسمی و اجتماعی خویشتن".[1]
 
تعریف بازی‌درمانی
  بازی‌درمانی، روشی است که به یاری کودکان پرمشکل می‌شتابد تا بتوانند مسائل خود را به دست خویشتن حل کنند و در عین حال، نشان‌دهنده‌ی این واقعیت است که بازی برای کودک، همانند یک وسیله طبیعی است با این هدف که او بتواند خویشتن و همچنین ویژگی‌های درون خود را شناخته و بر آن اساس عمل کند. در این نوع درمان، به کودک فرصت داده می‌شود تا احساسات آزاردهنده و مشکلات درون خود را از طریق بازی بروز داده و آنها را به نمایش بگذارد. همانند آن‌گونه از درمان‌هایی که افراد بزرگسال از طریق آن با "سخن گفتن" مشکلات خود را بیان می‌کنند.[2]
  این روش، در مورد کودکان سه تا هشت سال به‌کار می‌رود که مشکلات خانوادگی(مانند طلاق والدین) دارند، ناخن می‌جوند، دچار شب‌ادراری‌اند، مهاجم یا بی‌رحم هستند، در روابط گروهی موفق نیستند و یا قربانی سوء استفاده از کودکان شده‌اند. این نوع درمان در مورد تعلیم و تربیت کودکان استثنایی نیز به‌کار می‌رود که عدم توانایی‌شان موجب آشوب و اضطراب در آنهاست.[3]
 
اصول بازی‌درمانی
در بازی‌درمانی باید:
·        رابطه‌ای نیکو میان کودک و مشاور برقرار شود و کودک مورد پذیرش او قرار گیرد.
·        به کودک‌، آزادی عمل داده شود تا در صورت تمایل در بازی شرکت کند.
·        فضا و مکان بازی مناسب و آرام باشد.
·        کودک، تشویق به تلاش و فعالیت شود و به خاطر اشتباهاتش مورد سرزنش قرار نگیرد.
·        قوانین بازی، ساده و قابل درک باشد و محدودیت‌ها به حداقل کاهش یابد.
·        به گفتار و احساسات کودک کاملا توجه شود.
·        مدت و زمان بازی متناسب با سن کودک باشد.[4]
 
روش‌های بازی‌درمانی
منبع:http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=39125
ادامه نوشته

پيامبر اكرم(ص) از نگاه امام صادق (ع)

در طول تاريخ بشريت، كم تر انساني وجود دارد كه مانند پيامبراسلام تمام خصوصيات زندگي اش به طور واضح و روشن بيان و ثبت‏ شده ‏باشد.  خداوند متعال در قرآن كريم كتابي كه خود حافظ اوست (1) و بدون‏هيچ تغييري تا قيامت‏باقي است‏با زيباترين عبارات و كامل‏ترين‏بيانات، آن حضرت را معرفي نموده و با عالي‏ترين صفات ستوده است.  خداوند متعال مي‏فرمايد: «انك لعلي خلق عظيم‏»; (2) ي پيامبر! تو بر اخلاقي عظيم استوار هستي.

نيز مي‏فرمايد: «محمد رسول‏الله و الذين معه اشداو علي الكفاررحماء بينهم. » (3) محمد(ص) فرستاده خداست و كساني كه با اوهستند در برابر كفار سر سخت و در ميان خود مهربانند.

محققان، تاريخ نويسان و دانشمندان در ابعاد گوناگون زندگي حضرت‏محمد(ص) سخن گفت ‏ اند.

اما ائمه عليهم السلام با نگاهي ژرف و دقيق سيمي آن شخصيت‏بي‏نظير و در يكتي عالم خلقت را به تماشا نشسته، به معرفي زندگي،مبارزات و آموزه‏هي آن حضرت پرداختند.

در اين نوشتار بر آنيم تا گوشه هايي از زندگي و شخصيت‏ حضرت‏ محمد(ص) را از نگاه امام صادق(ع) به تماشا بنشينيم.

تولد نور

امام صادق(ع) به نقل از سلمان فارسي فرمود: پيامبر اكرم(ص)فرمود: خداوند متعال مرا از درخشندگي نور خودش آفريد (4) نيز امام صادق(ع) فرمود: خداوند متعال خطاب به رسول اكرم(ص)فرمود: «ي محمد! قبل از اين كه آسمان‏ها، زمين، عرش و دريا راخلق كنم. نور تو و علي را آفريدم...». (5)

ثقه‏الاسلام كليني(ره) مي‏نويسد: امام صادق(ع) فرمود: «هنگام ولادت‏ حضرت رسول اكرم(ص) فاطمه بنت اسد نزد آمنه (مادر گرامي پيامبر)بود. يكي از آن دو به ديگري گفت: آيا مي‏بيني آنچه را من‏مي‏بينم؟

ديگري گفت: چه مي‏بيني؟ او گفت: اين نور ساطع كه ما بين مشرق ومغرب را فرا گرفته است! در همين حال، ابوطالب(ع) وارد شد و به‏آن‏ها گفت:

چرا در شگفتيد؟ فاطمه بنت اسد ماجرا را به گفت. ابوطالب به اوگفت: مي‏خواهي بشارتي به تو بدهم؟ او گفت: آري. ابو طالب گفت:

از تو فرزندي به وجود خواهد آمد كه وصي اين نوزاد، خواهد بود (6)

نام‏های پيامبر

كلبي، از نسب شناسان بزرگ عرب مي‏گويد: امام صادق(ع) از من‏پرسيد: در قرآن چند نام از نام‏هي پيامبر خاتم(ص) ذكر شده است؟

گفتم: دو يا سه نام.

امام صادق(ع) فرمود: ده نام از نام‏هي پيامبر اكرم در قرآن‏آمده است: محمد، احمد، عبدالله، طه، يس، نون، مزمل، مدثر، رسول‏و ذكر.

سپس آن حضرت بري هر اسمي آيه‏ي تلاوت فرمود. نيز فرمود:

«ذكر» يكي از نام‏هي محمد(ص) است و ما (اهل‏بيت) «اهل ذكر»هستيم. كلبي! هر چه مي‏خواهي از ما سؤال كن.

كلبي مي‏گويد: (از ابهت صادق آل محمد(ع‏» به خدا سوگند! تمام‏قرآن را فراموش كردم و يك حرف به يادم نيامد تا سؤال كنم. (7)

برخي چهارصد نام و لقب پيامبر(ص) كه در قرآن آمده است، را برشمرده‏اند. (8)

عظمت نام محمد(ص)

جلوه نام محمد(ص) بري امام صادق(ع) به گونه‏ي بود كه هر گاه‏نام مبارك حضرت محمد(ص) به ميان مي‏آمد، عظمت و كمال رسول‏خدا(ص) چنان در وي تاثير مي‏گذاشت، كه رنگ چهره‏اش گاهي سبز وگاهي زرد مي‏شد، به طوري كه آن حضرت در آن حال، بري دوستان نيزنا آشنا مي‏نمود. (9)

امام صادق(ع) گاهي بعد از شنيدن نام پيامبر(ص) مي‏فرمود: جانم‏به فدايش. اباهارون مي‏گويد: روزي به حضور امام صادق(ع) شرفياب‏شدم. آن حضرت فرمود: اباهارون! چند روزي است كه تو را نديده‏ام.

عرض كردم: خداوند متعال به من پسري عطا فرمود. آن حضرت فرمود:

خدا او را بري تو مبارك گرداند چه نامي بري او انتخاب‏كرده‏ي؟ گفتم: او را محمد ناميده‏ام.

امام صادق(ع) تا نام محمد را شنيد (به احترام آن حضرت) صورت‏مباركش را به طرف زمين خم كرد، نزديك بود گونه‏هي مباركش به‏زمين بخورد.

آن حضرت زيرلب گفت: محمد، محمد، محمد. سپس فرمود: جان خودم،فرزندانم، پدرم و جميع اهل زمين فدي رسول خدا(ص)باد! او رادشنام مده! كتك نزن! بدي به او نرسان! بدان! در روي زمين‏خانه‏ي نيست كه در آن نام محمد وجود داشته باشد، مگر اين كه آن‏خانه در تمام ايام مبارك خواهد بود.

سيمای محمد(ص) (10)

ادامه نوشته

یا رسول الله (ص)

مبارک باد

فجر پیروزی مبارک

انقلاب ما انفجار نور بود

سوگنامه امام رضا علیه السلام

 

در گزارشهای رسیده، دو سبب برای شهادت امام رضايا امام رضاا علیه السلام ذکر گردیده است.

گزارش اول: آب انار مسموم

عبد اللَّه بن بشیر نقل می کند: مأمون به من دستور داد تا ناخنهایم را بیش از حد معمول بلند كنم و در این مورد به کسی هم چیزی نگویم. من نیز چنان كردم.

روزی مرا خواست و چیزى شبیه به تمر هندى به من داد و گفت: این را با دو دست خود خوب بمال و ورز بده. من نیز چنان كردم. سپس برخاست و مرا تنها گذاشت و نزد حضرت رضا علیه السّلام رفت و گفت: حال شما چگونه است؟ فرمود: امیدوارم امروز بهتر شوم، مأمون گفت: من نیز بحمداللَّه امروز خوبم. سپس مامون پرسید: آیا امروز پرستاران و خدمتگزاران خدمت شما رسیده اند؟ حضرت فرمود: نه.

مأمون قیافه ای خشمناك به خود گرفت و بر سر خادمان خود فریاد زد (كه چرا رسیدگى به حال آن حضرت نكرده‏اند).

بعد هم گفت: همین الآن آب انار را بگیر و بخور كه براى رفع این بیمارى چاره ای جز خوردن آن نیست. عبداللَّه بن بشیر می گوید: مأمون به من گفت: براى ما انار بیاور. من هم آوردم. بعد مأمون رو کرد به من و گفت: با دست خود آن را فشار بده و آبش را بگیر. من هم این کار را کردم. مأمون آن آب انار را با دست خود به حضرت رضا علیه السلام خورانید و همان باعث شهادت حضرتش شد. ایشان پس از نوشیدن آن آب انار مسمومی که مأمون به او نوشانید دو روز بیشتر زنده نبودند. (1)

گزارش دوم: انگور آغشته به سَمّ

از محمد بن جَهْم‏ نقل شده که امام رضا علیه السلام به انگور علاقه مند بود. [زمانی که مأمون آهنگ قتل او را کرد] مقدارى انگور براى آن حضرت تهیه كردند و چند روز با سوزنهاى زهر آلود كه به کاری ترین زهرها آلوده شده بودند حبه های آن را آلوده به سمّ کردند. آنگاه آنها را حضور امام رضا علیه السلام آوردند. حضرت رضا علیه السلام پس از تناول انگور زهر آلود رنجور شده و بدین وسیله به شهادت رسید. (2)

اباصلت هروی می گوید: وقتی مأمون از محضر امام علیه السلام خارج شد من داخل شدم. همین که حضرت مرا دید به من فرمود: « یَا أَبَا الصَّلْتِ قَدْ فَعَلُوهَا » ؛ اباصلت! بالاخره کارخودشان را کردند. اباصلت می گوید: بعد از این جمله شنیدم که حضرت شروع به حمد و ستایش الهی کرد. (3)

 

مراسم و محل دفن آن حضرت

ادامه نوشته

ماجرای غم انگیز شهادت و تدفین امام مجتبی علیه السلام

به زودى خواهى دید جمعى به این گمان که مى‏خواهى مرا در كنار قبر جدم به خاک بسپاری براى جلوگیرى گرد هم مى‏آیند و مقابل تان می ایستند. اكنون به تو سفارش مى‏كنم براى خاطر خدا سعى كن در پاى جنازه من، خونی ریخته نشود.


امام حسن

شیخ مفید(ره) این دانشمند پرآوازه اسلامی در کتاب «الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد» خود که به «الارشاد» معروف است در فصل مربوط به شهادت امام حسن علیه السلام می نویسد:

معاویه برای جَعده، دختر اشعث بن قیس پیغام فرستاد که:

أَنِّی مُزَوِّجُكِ یَزِیدَ ابْنِی‏ عَلَى أَنْ تَسُمِّیَ الْحَسَنَ ؛ من تو را به ازدواج پسرم یزید در می آورم به شرط آنکه [امام] حسن [علیه السلام] را مسموم کنی و او را به قتل رسانی. هزار درهم نیز برای او فرستاد.

جعده خواست معاویه را عملی کرد و امام علیه السلام را مسموم ساخت. معاویه خوشخدمتی جعده را با پول پاسخ داد؛ اما هیچگاه او را به عقد یزید در نیاورد. پس از شهادت امام حسن علیه السلام جعده با مردی از آل طلحه ازدواج کرد و از او صاحب فرزندانی شد. از آن پس هرگاه بین فرزندانی از قریش و آن فرزندان گفتگویی در می گرفت؛ قریشی ها آنها را سرزنش کرده  و آنها چنین خطاب می کردند: یَا بَنِی مُسِمَّةِ الْأَزْوَاجِ ؛ ای فرزندان زنی که شوهران خود را مسموم می کند. (1)

زمانی که لحظه شهادت امام حسن علیه السلام نزدیک شد. آن حضرت برادرش حسین بن علی علیهما السلام را طلب کرد و در آن لحظات پایانی به او گفت:

«یَا أَخِی إِنِّی مُفَارِقُكَ وَ لَاحِقٌ بِرَبِّی جَلَّ وَ عَزَّ وَ قَدْ سُقِیتُ السَّمَّ»؛

اى برادر! به زودى از تو جدا مى‏شوم و به دیدار پروردگار خود، نائل مى‏گردم. مرا مسموم کرده اند و امروز پاره جگرم در میان طشت افتاد؛ می دانم چه كسى این جفا را بر من كرده و این ظلم از كجا سرچشمه گرفته؛ من در پیشگاه خدا با وى دشمنى خواهم كرد؛ ولی سوگند به حقى كه بر تو دارم از تو می خواهم که این پیش‏آمد و مرتكب آن را تعقیب مكن و منتظر قضای الهی درباره من باش.

امام حسین علیه السلام فرمود به خدا سوگند! اگر برادرم با من پیمان نبسته بود كه در پاى جنازه او خونی ریخته نشود می دیدید که چگونه شمشیرهاى الهى از نیام بیرون مى آمد و دمار از روزگار شما درمی آوردند. شما همان روسیاهانی هستید که عهد میان ما و خودتان را شكستید و شرائط آن را باطل ساختید

«فَإِذَا قَضَیْتُ فَغَمِّضْنِی وَ غَسِّلْنِی وَ كَفِّنِّی وَ احْمِلْنِی عَلَى سَرِیرِی إِلَى قَبْرِ جَدِّی رَسُولِ اللَّهِ ص لِأُجَدِّدَ بِهِ عَهْداً ثُمَّ رُدَّنِی إِلَى قَبْرِ جَدَّتِی فَاطِمَةَ بِنْتِ أَسَدٍ رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَیْهَا فَادْفِنِّی هُنَاكَ»؛

هر گاه من از دنیا رفتم چشم مرا بپوشان و غسل بده و كفن كن و بر تختخه ای (تابوتی) گذارده؛ كنار مزار جدم رسول خدا صلی الله علیه وآله ببر تا تجدید عهدى كنم. سپس مرا به سوی قبر جده‏ام فاطمه بنت اسد (مادر امیرالمومنین) منتقل کن و در آنجا به خاك بسپار.

سپس فرمود:

ادامه نوشته

السلام عليك يا رسول الله

السلام عليك يا رسول الله

فصل خوشه چینی !!؟؟

دوستان عزیزم سلام

از عنوان تعجب نکنید . منظورم از خوشه چینی یعنی ایام زیبا و دوست داشتنی امتحانات پایان ترم است . با امید موفقیت برای همه دانشجویان عزیز برنامه امتحانات پایان ترم را جهت اطلاع در این پست قرار می دهم .

برنامه امتحانات نیم سال اول ۹۱ ـ ۹۰ 

 

روز

چهارشنبه 

پنج شنبه 

جمعه 

چهارشنبه 

پنج شنبه 

جمعه 

چهارشنبه 

پنج شنبه 

جمعه 

تاریخ آزمون

90/10/28

90/10/29

90/10/30

90/11/05

90/11/06

90/11/07

90/11/12

90/11/13

90/11/14

ساعت برگزاری

12

12

12

10

10

10

12

10

12

نام درس 

اختلالات رفتاری 

روشهای بازپروری

تحلیل محتوا

زبان تخصصی

اندیشه سیاسی

توانبخشی زبان

تعلیم و تربیت 

رایانه ( 6 نمره ) 

نارسا خوانی

نام استاد

استاد ذوالفقاری

استاد کدخدا

استاد نجفی ثانی

استاد حسین زاده

استاد حسینی معصوم

استاد کشاورز

استاد اژدریان

استاد منصوری

استاد برید 

دعاي روزانه ماه رمضان

دوستان عزيز سلام

ضمن آرزوي قبولي طاعات و عبادات در اين ماه پر فيض و بركت ، به منظور استفاده بيشتر از اعمال و دعاهاي وارد شده در اين ماه پرفضيلت مي توانيد دعاهاي روزانه ماه مبارك رمضان را به صورت تصويري و صوتي از لينك زير دريافت نمائيد . اميدوارم مورد استفاده قرار گيرد .

التماس دعا

دعاهاي روزانه ماه رمضان

ستاد اسکان و خانه معلم

با سلام به منظور اطلاع شما دوستان و فرهنگیان عزیز و بزرگوار آدرس ستادهای اسکان و خانه های معلم سراسر کشور را می توانید از لینک زیر دریافت نمائید .

با آرزوی سفرهای خوش و خاطره انگیز برای کلیه مسافران .

آدرس ستاد های اسکان فرهنگیان

آدرس خانه های معلم


کاشت حلزون در گوش چیست؟

کاشت حلزون چند کاناله یک وسیله الکترونیکی پیشرفته است که حس شنوایی را از طریق تحریک عصب شنوایی به افراد مبتلا به نقص شنوایی حسی – عصبی شدید تا عمیق ؛ با حداقل سن ۱۲ ماه ؛ باز میگرداند.

شرایط کاندید شدن برای عمل کاشت حلزون چیست؟

۱- سن ۱۸ ماه یا بیشتر
۲- افت شنوایی عمیق دو طرفه
۳- عدم استفاده مطلوب از سمعک و یا دیگر وسایل کمک شنوایی
۴ – عدم هرگونه ممنوعیت پزشکی
۵- انگیزش بالا و داشتن انتظارات معقول
۶- شرکت در برنامه های آموزشی تربیت شنوایی با تکیه برمهارتهای شنیداری و گفتاری
چه عواملی در تعیین کاندیداتوری فرد مورد نیاز است ؟
ارزیابی های پیش از کاندیداتوری عبارتند از :
۱- ارزیابی های شنوایی شناسی
۲- استفاده آزمایشی از سمعک
۳- معاینات پزشکی
۴- مشاوره روانشناسی
میزان سودمندی عمل کاشت حلزون چه اندازه است ؟
۱- افزایش آگاهی از اصوات محیطی
۲- بهبود شناسایی اصوات گفتاری
۳- تولید و افزایش مهارتهای لبخوانی
اگرچه سطح موفقیت یک فرد نمی تواند قابل پیش بینی باشد ؛ اما استفاده دراز مدت از توانبخشی شنوایی میتواند سبب بالا بردن موفقیت گردد. ضمنا باید یاد آور شد که سودمندی کاشت حلزون در میان دریافت کنندگان متفاوت است.
عمل کاشت حلزون چگونه عملی است و عوامل خطر کدامند؟
عمل جراحی برای کاشت اجزای داخلی دستگاه در حدود سه ساعت طول میکشد و معمولا طی یک مرحله انجام میشود . برای هر عمل جراحی ؛ خطرات بالقوه ای وجود دارد که آگاهی از آنها مهم می باشد. در این میان عوارض جانبی مختصری برای دریافت کنندگان کاشت حلزون گزارش شده است .
بعد از عمل چه مراحلی لازم است؟
قسمتهای خارجی کاشت شده ؛ ۴-۶ هفته بعداز عمل متصل میگردند و سیستم کاشت شده بر اساس نیازهای هر فرد برنامه ریزی میشود. آموزشهای تربیت شنوایی تا زمان حصول نتیجه از وسیله کاشت باید ادامه یابد.
دستگاه کاشت حلزون از چه قسمتهایی تشکیل شده است؟

۱-صدا از طریق میکروفون در یافت میشود ۲-صدا از طریق میکروفون وارد آنالیز کننده گفتار می شود .

3-آنالیز کننده صداها را آنالیز و دیجیتالی کرده و به کدهای مشخصی تبدیل میکند. ۴- سیگنالهای کدبندی شده از طریق سیم مربوطه به انتقال دهنده خارجی منتقل میگردد.

۵-انتقال دهنده اصوات دیجیتالی را از طزیق پوست به انتقال دهنده داخلی ارسال میکند.
۶- قسمتهای داخلی دستگاه ؛ اصوات دیجیتالی رابه اصوات الکتریکی تبدیل میکند
۷- سیگنالهای الکتریکی از طریق الکترودهای دستگاه به فیبرهای عصبی منتقل میشود.

۸- سینگلهای منتقل شده از طریق عصب شنوایی به مغز انتقال می یابد.

منبع : http://www.pezeshkan.org/?p=12733

نقدی بر ظهور نزدیک است !!!!

این فیلم، نقدي است بر مستند پرحاشيه «ظهور بسيار نزديك است...» که چندی پیش منتشر شده است.

امیدوارم در این روز مبارک باعث آگاهی و دقت هرچه بیشتر ما شود .

ببخشید که حجم فایل یک کم بالاست ولی ارزش دانلود را داره 

(قسمت اول )

 پاسخ ظهور نزدیک است




دلیل غیبت امام زمان(عج)

به‌چه دلیل امام زمان(عج) از نظرها پنهان هستند و آیا در زمان غیبت کسى مى‌تواند با آن حضرت ارتباط داشته باشد؟

پاسخ: بیان علت حقیقى و اصلى غیبت امام زمان عجل‌اللّه‌تعالى‌فرجه‌الشریف، امرى دشوار و شاید دور از دسترس باشد. درباره غیبت مى‌توان، هم نگاه تاریخى داشت و هم نگاه روایى:

نگاه تاریخى

وقتى به تاریخ صدر اسلام و حتى قبل از آن مى‌نگریم، به خوبى مى‌‌بینیم که جبهه کفر و باطل براى مقابله با جبهه حق و نابودى آن، از هیچ اقدامى فروگذارى نکرده و در این راه حتى از کشتن پیشوایان دین نیز ابایى نداشته است. آنان به خوبى مى‌دانستند ادامه حکومت دنیایى و سیطره بر مردم و کسب منافع نامشروع، زمانى امکان‌پذیر خواهد بود که پیشوایان دین و هادیان حق را از سر راه خود بردارند؛ لذا شهادت ائمه علیهم‌السلام در دستور کار خلفاى جور قرار گرفت. آنچه وحشت و اضطراب حاکمان خودکامه را بیشتر مى‌کرد، وعده ظهور حضرت مهدى عجل‌اللّه‌تعالى‌فرجه‌الشریف به عنوان منجى و مصلح بود. از این رو خلفاى معاصر امام حسن عسکرى علیه‌السلام، ایشان را به شدت تحت نظر داشتند تا وقتى فرزند ایشان به دنیا مى‌آید، او را در همان ابتداى زندگى به شهادت برسانند.

بنابراین، بسیار طبیعى است که خداوند آخرین حجت خود را در پرده غیبت قرار دهد تا جان او حفظ شود و در موعد مقرر و زمانى که مردم آمادگى ظهور داشتند، ظهور کرده و جهان را پر از عدل و داد نماید.

نگاه روایى

در روایات به علت و حکمت‌هاى متعددى اشاره شده است؛ از جمله:

الف. غیبت، سرّى از اسرار الهى: پیامبراکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم فرمودند: «ان هذا الامر من امر اللّه و سرّ من سرّ اللّه» ؛ «این امر الهى و سرّى از اسرار خداوند است». (بحارالانوار ، ج 51، ص73).

امیرمؤمنان علیه‌السلام فرمودند: «زمین از حجت خدا خالى نمى‌ماند، ولى خداوند به دلیل ستم‌پیشه بودن و زیاده‌روى انسان‌ها، آنان را از وجود [‌ظاهرى] حجت خود محروم مى‌سازد»

ب. آزمایش مردم: امام على علیه‌السلام فرمودند: «به خدا قسم، من و دو فرزندم شهید مى‌شویم. خداوند در آخرالزمان مردى از فرزندانم را به خون‌خواهى ما برخواهد انگیخت و او مدتى غایب مى‌شود تا مردم آزمایش شوند و گمراهان جدا گردند تا جایى که افراد نادان مى‌گویند: خداوند دیگر به آل محمد کارى ندارد!» (غیبت نعمانى، ب10).
ادامه نوشته

یا مهدی (عج )

یا ابا صالح

اسلام علیک یا اباصالح المهدی ( عج )

وقتى نيمه شعبان مى‏رسد، گلواژه‏هاى «انتظار»، «ظهور»، «فرج»، «حكومت جهانى»، «قسط و عدل»، «ديدار» و «مهدى» مى‏شكفد.

سلام بر مهدی ( عج ) و منتظران واقعی آن حضرت

 

الهم عجل لولیک الفرج

اسلاید های رشد (بخش 3)

دوستان سلام ،

در ادامه اسلایدهای آماده مربوط به روانشناسی رشد و آموزش والدین بخش سوم اسلایدهای تهیه شده توسط دانشجویان کلاس را در این پست قرار می دهم .

امیداوارم که مورد استفاده علاقه مندان قرار گیرد

لطفا با نظرات ارزشمند خود ما را در ادامه راهمان کمک نمائید .

 آموزش خانواده :

  1. بهداشت روانی
  2. تغییر رفتار
  3. آموزش به والدین

بین الحرمین

اعیاد شعبانیه بر همگان مبارک

اسلام علیک یا اباعبدالله

اطلاعیه مهم انتخاب واحد

دوستان عزیز سلام ؛

 اطلاعیه مهم در خصوص انتخاب واحد ترم تابستان مرکز تربیت معلم شهید بهشتی را  در ادامه مطالب مشاهده فرمائید .

متشکرم  

ادامه نوشته