قلب شکسته
بعداز مدتها دوباره در مسیر کلاس و گچ و تخته قرار گرفتم !!!
امروز دومین روز حضورم در کلاس درس بود. درس هنر !!!
دانش آموزان بعد از تحمل پر حرفی هایم کارهای عملی تمام و نمیه تمام خود را که برای معلم قبلی خود انجام داده بودند به من نشان دادند. اما...!
پاکت آبی که بر روی آن یک قلب کشیده شده و از وسط با خط هایی که نمایش شکسته شدن آن را نشان می داد طراحی و به دو نیم گردیده بود !!!
یکطرف آن فامیلی معلم . طرف دیگر اسم و فامیل دانش آموز!!!
داخل پاکت یک کارت تبریک طراحی شده بود به رنگ آبی ویک برگه ی سفید به آن چسبانده شده بود!!!
نمی نویسم٬ چون می دانم هیچ گاه نوشتم را
نمی خوانی ...
حرف نمی زنم٬ چون می دانم هیچ گاه حرفهایم را
نمی فهمی .
نگاهت نمی کنم٬ چون اصلا نگاهم را نمی بینی .
صدایت نمی زنم٬ زیرا اشکهام من بی فایده است .
فقط می خندم چون تو در هر صورت می گی من
دیوانه ام .
تقدیم به آقای ...
عزیزان دلم این صدای قلب شکسته ی یک
دانش آموز کم توان ذهنی است !!!
فکر کنید چگونه پاسخگوی خالق یکتا خواهیم بود !!!
شما پاسخ این دانش آموز و معلمش را بدهید !!!
اما پاسخم در کلاس اینگونه بود !!!
کنترل کردم خودم را تا اشکهایم در نیایید!!!
من هیچگاه فکر نکرده ام که شما ها نمی فهمید!!!
من شما را یک انسان می دانم !!!
من شما هارا دوست دارم !!!
من نگاه های شما را می فهمم !!!
من به حرفهای شما گوش خواهم داد !!!
من هیچگاه به شما ها به عنوان یک دیوانه
نگاه نکرده ام!!!
من همیشه گفته ام شما می فهمید و شما هم یک
انسان هستید!!!
خدایا به خاطر نفهمیدن هایمان در نزد این
دانش آموزان و بهشتیان زمینی ما را عتاب نکن!!!
خدایا مارا مورد غفران و دعای خیر این پاکدلان و
روشندلان قرار بده !!!
منتظر پاسخ های خوبتان هستم
با سلام